لبریز...

خرید بک لینک

پر از حرفم

و خالی از میلِ به گفتن

وقتی که از کنارم رد می شوی...

صدای پایت که آمد، چشمهایم را بستم

خیال کن خوابم!

من هم خیال می کنم در خواب...

و خواب می بینم حرف هایم را...

آن سوی میز، باد می وزد..

نفس عمیقی میکشم و هوا را با همه ی عطرهایش میبلعم...

و فنجانی قهوه ی تلخ، که میان دستهایش جا می گیرد...

نگاهش را ندیده بلدم انگار...

و صدایش را نشنیده عاشق...

پرم از میلِ به گفتن...

کاش رویا ابدی بود و خواب جاوید...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۳ساعت 6:32 توسط شیدا(معصومه) |

مادر......

ما را در سایت مادر... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 16:32

صفحه بندی